فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
آســیب های اجتماعی
تاريخ : یکشنبه هشتم بهمن 1391 | 16:2 | نویسنده : مسرور مهـــــدیانی

 

 

قدمتان به روی چشم.



تاريخ : سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 | 8:10 | نویسنده : مسرور مهـــــدیانی

از تفاوت دختران و پسران شروع می کنم :
عدد یک نشان دهنده خصوصیات دختران و عدد دو نشان دهنده خصوصیت پسران هست :
۱) اساسا به گفتگو علاقه دارند . ۲) اساسا به سکوت علاقه دارند.
۱) در روز به طور متوسط ۲۶۰۰۰ کلمه حرف می زنند.۲) در روز به طور متوسط ۴۰۰۰ کلمه حرف
می زنند.
۱) با گفتگو مشکل خود را حل می کنند. ۲) با سکوت مشکل خود را حل می کنند.
۱)اساسا شنوندگان بسیار خوبی اند 2) اساسا شنوندگان خوبی نیستند.
۱) به تشریفات توجه دارند. ۲) تشریفاتی نیستند.
۱) بسیار جزیی نگر هستند. ۲) اصولا کلی نگر هستند.
۱) رابطه گرا و مسیر گرا هستند ۲) هدف گرا و افق نگر هستند.
۱) از راه گوش عاشق می شوند ۲) از راه چشم عاشق می شوند.
دکتر تعریف می کرد و می گفت که من خودم همیشه به پسرای دانشجو میگم که اگر
خواستین مخ دختری را بزنین قبل از اینکه قیافه نحص شما را ببینه اول باهاش تلفنی صحبت
کنین و بعد قرار ملاقات بذارین !! و یک ماجرای تقریبا طولانی را در این مورد برامون تعریف کردن.
۴ برخورد و۴ نوع تربیت یک دختر با یک مزاحم تلفنی :
تربیت نوع اول و بهترین نوع تربیت :
مزاحم : الــــو ، سلام،‌خسته نباشید، حالتون خوبه، عذر میخوام میشه چند لحظه مزاحمتون بشم ؟
دختر : بدون هیچ صحبتی گوشی را قطع می کنه.
تربیت نوع ۲ :
مزاحم : الــــو ، سلام،‌خسته نباشید، حالتون خوبه، عذر میخوام میشه چند لحظه مزاحمتون بشم ؟
دختر : به مادر اشاره می کنه که بیاد گوشی را بگیره که بعدا شرش گردن دختر نیفته !!!
تربیت نوع سوم و تربیت رایج در کشور ما :
مزاحم : الــــو ، سلام،‌خسته نباشید، حالتون خوبه، عذر میخوام میشه چند لحظه مزاحمتون بشم ؟
دختر : خفه شو، بی شعور، کثافت، عوضی
تربیت نوع ۴ :
مزاحم : الــــو ، سلام،‌خسته نباشید، حالتون خوبه، عذر میخوام میشه چند لحظه مزاحمتون بشم ؟
دختر: الــــــــــــــــو بفرماییـــــن ! ( پسر هم دستش میاد از این طرز کشیدن و نازک کردن
صدای دختر ) آقا خواهش می کنم مزاحم نشـــــــــــــــــین !!
به قول دکتر این مزاحم نشــــــــــــــــــین! یعنی اینکه مزاحم بشــــــــــــــین!!! و پسرها هم
مزاحم میــــــــــــشن!
شما دخترها تصور می کنید که پسرها در تماس تلفنی به صحبتهای شما گوش می کنند؟ ابدا،
حتی به یک حرف، پسرها فقط به اون حالی که شما روی صداتون دارین توجه می کنن و می
فهمن که اهلش هستین ! ( این جا بود که ، صدای دست زدن و هورا کشیدن دانشجوهای
دختر بلند شد و متاسفانه این دست زدن و هورا کشیدن اونها به شدت این حرف دکتر را تایید
می کرد... و پسرها به شدت آروم شده بودند!!! )
صدای شما ( حالی که روی صداتون هست ) پدر صاحب پسرها را در آورده !!!
خود من نسبت به خیلی از این مسایل اعتقادی نداشتم و اصلا باور نمی کردم که پسرها تا این
حد سست باشند ..البته سست که نه !! طبیعتشون این جوری هست !!!
ولی اگر کسی به جز دکتر این حرفا را بهم میزد فحشش میدادم ! وقتی دکتر این صحبتها را
می کرد ، این قدر پذیرفتن این مسائل برای من سخت بود که نمی دونین !! تو خیلی مسائل
دست پسرها را به طور کامل رو کرد...
پذیرفتنش برام سخت بود چون دلم نمی خواست که باور کنم و بدونم که پسرها واقعا چه
موجودیتی دارند !! چون خیلی از مسائلی که من اصلا بهشون فکر نمی کردم و اصلا برای من
مهم نبودن را برای پسرها مهم می دونست ! شاید مسائل خیلی بی اهیمت !
البته من این را هم می دونم که همه پسرها در یک سطح نیستند ، اما در نهایت همشون یک
طبیعت دارند... فقط بعضی هاشون کمتر و بعضی هاشون بیشتر !
برو بینیم بابا..... برید خودتون را درست کنید، اگه این جوری باشه( که حتما هست ) دخترا چپ
برن روی شما تاثیر میذاره ، راست برن باز هم ، این وری برن ، اون وری برن !! ای بابا !
ولی گذشته از همه این حرفا خود دکتر خیلی به این موضوع تاکید کرد که حتما دخترها به
خودشون برسن اما نه در حدی که زیاده روی باشه ... مثلا می گفت یک دختری که صورت پر
مویی داره ، باید حتما خودش را مرتب کنه ! اما با اینکه موهاشون را رنگ میزنن و بیرون میذارن
مخالف بود...
رابطه دختر، پسرها را هم تا حدی صحیح می دونست... و بهتر می دید که با پسری که آشنا
شدین به هیچ وجه به سینما نرید ! خیلی روی سینما تاکید می کرد...خیلی...
البته خیلی در مورد اینکه چرا با سینما رفتن مخالف هست توضیح داد و توضیحاتشون هم واقعا
منطقی بود... رابطه یک دختر و پسر را در حد قدم زدن مشکلی نمی دونستن ، ولی برای اینکه
بخوان به پارک برن بیشتر تاکید داشتند که یکی از دوستان دختر هم با اونها باشه بهتره !
میدونین همه مثل هم نیستند ولی دکتر بیشتر این حرفها را میزد، چون دیگه به قیافه ظاهری
هیچ کس نمیشه اعتماد کرد . و جالب این جا بود که پسرها در تمام مدتی که دکتر صحبت می
کردن ساکت نشسته بودن ! فقط یه جایی بود که صدای دست زدن پسرها بلند شد که اونم
شدیدا تو ذوقشون خورد : یک مردی از خدا می پرسه که ، خدایا چرا زنها را زیبا آفریدی ؟
خدا می فرماین: برای اینکه توی مرد ، زن را دوست داشته باشی . مرد می پرسه
پس چرا زنها را این قدر بی فهم آفریدی ؟ ( صدای دست زدن پسرها ) خدا جواب میده :
چون زن بتونه توی مرد را دوست داشته باشه ! ( صدای خنده های بلند دختران و دست
زدنشون و ساکت شدن پسرها به طرز فجیعی ! )
اما ادامه تفاوتهای دختران و پسران :
۱) در گذشته سیر می کند ۲) در آینده سیر می کند.
۱) در جوانی مهربان و در پیری خودخواه ۲) در جوانی خودخواه و در پیری مهربان.
۱) به بود و نبود توجه خاصی دارند ۲) به بایدها و نبایدها توجه خاصی دارند.
۱) وقتی عاشق می شوند یک سوم انرژی تمرکز آن ها افت پیدا می کند ۲) وقتی عاشق
می شوند انرژی و تمرکز آنها ۹/۱ برابر افزایش می یابد.
۱) در زمان شکست عاطفی افسرده می شوند ( تاثیر منفی برای دختران جامعه ) ۲) در زمان
شکست عاطفی آرام و ساکت می شوند.
۱) به احساسات خود توجه دارند ۲) به احتیاجات خود توجه دارند.
۱) خانمها در جوانی و در پیری عشق اول است، دوم سلامتی و سوم پول ۲) آقایان در جوانی
ابتدا عشق، دوم پول و سوم سلامتی مهم است اما در پیری ابتدا سلامتی، پول ودر آخر
عشق مهم است.
۱) عشق تمام زندگی یک دختر را در بر می گیرد ( به خاطر همین هست که یک دختر از
شکست عاطفی ضربه بدی می خوره ) ۲) عشق قسمتی از زندگی آقایان را در بر می گیرد.
من خودم اکثر این تفاوتها را قبول دارم و از این صحبتها به این نتیجه رسیدم که خانمها وقتی
کسی را دوست دارن تا آخر هم دوست دارن اما آقایون دقیقا بالعکس هستند.
خیلی داستانهای بامزه ای تعریف کردن که اگه شد بعدا میام تعریف می کنم !
فقط دوست دارم که هر کی این پست را می خونه نظر واقعی خودش را در این مورد بده ...
علی الخصوص آقایون ! میخوام ببینم که تا چه حد این صحبتها را تایید می کنند... البته من خودم
تاییدشون کردم و این را هم یادآور میشم که همه مثل هم نیستند ، اما تمام دخترها یک طبیعت
و تمام پسرها هم دارای یک طبیعت هستند فقط توی کم و زیادش با هم فرق دارند .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

منبع:متن سخنرانی دکتر محمود انوشه



تاريخ : سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 | 0:9 | نویسنده : مسرور مهـــــدیانی

جامعه‌شناسان پیش‌بینی می‌کردند که روند شتاب‌زای تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به‌ویژه در دو دهه اخیر چه پیامدهای هنگفت اجتماعی در پی داشته باشد. در طی این دوره زمانی، با سه برنامه کلان، جامعه در مسیر تندبادهایی قرار گرفته که تعادل آن مستلزم اقداماتی اساسی در زمان خودش بود. اقداماتی که انجام نشد و برنامه‌های کلان، آثار و عواقب منفی خود را در زمان حال سرریز کرده است. این سه برنامه در سه دوره سازندگی، اصلاحات و دوره به اصطلاح مهرورزی به اجرا گذاشته شد. در دوره اول اصلاحات اقتصادی با نام سیاست‌های تعدیل اقتصادی، در دوره دوم اصلاحات اجتماعی با نام مردم‌سالاری و توسعه نهادهای مدنی، در دوره سوم بدون داشتن برنامه‌ای مدون دوره توزیع پول در میان مردم یا شوراندن محرومین علیه طبقه متوسط شهری، تغییرات زیادی ایجاد شد. این تغییرات، صرف‌نظر از تاثیرات مثبتی که برای بهبود شرایط اجتماعی داشته است، اما موجب بر هم خوردن تعادل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه شده است. از همه مهمتر سطح توقعات و انتظارات جامعه به‌نحو چشم‌گیری افزایش یافته است. این در حالی است که تغییرات ایجاد شده چندان در بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی جامعه موثر نبوده است. در واقع، جامعه هزینه‌های هنگفتی را برای تغییرات پرداخته است اما از نتایج آن متناسب با این هزینه‌ها بهره‌مند نشده است. سطح توقعات از فرصت‌های واقعی ایجاد شده به‌مراتب بیشتر است. چیزی که جامعه‌شناسان به آن محرومیت نسبی می‌گویند. یعنی اگرچه تغییراتی محسوس در زندگی مردم ایجاد شده است اما تغییرات در سطح انتظارات جامعه به‌قدری بیشتر بوده است که نه‌تنها افراد در زندگی خود بهبودی را حس نمی‌کنند بلکه سطح نارضایتی آنان نسبت به تحولات ایجاد شده و مدیریت جامعه به‌شدت افزایش یافته است. ضمنا تغییرات ایجاد شده علاوه بر نارضایتی، شکاف‌های اجتماعی را میان اقشار، گروه‌های اجتماعی و میان مناطق مختلف کشور افزایش داده و کینه‌ها و نفرت افراد از یکدیگر را تقویت کرده است. شکاف نسلی، جنسی، طبقاتی، قومی، شکاف میان گروه‌های سیاسی و فکری و شکاف میان نخبگان سیاسی و اجتماعی و شکاف میان دولتمردان و مردم از جمله این شکاف‌های اجتماعی بوده است.

طبیعی است در چنین شرایط اجتماعی، نفرت و کینه در روابط اجتماعی تقویت می‌شود و آنچه جامعه‌شناسان مایه بقای جامعه می‌دانند یعنی همبستگی اجتماعی تضعیف می‌شود و در مقابل، نیروهای گسیختگی شدت می‌یابند. در چنین شرایطی هر تلاشی می‌شود کینه و نفرت درو می‌شود و مردم از با هم بودن حس مثبت ندارند. آستانه تحمل افراد پایین می‌رود و آنان بر سر اموری جزیی نیز با یکدیگر درگیر نزاع می‌شوند. از سوی دیگر اعتماد افراد به یکدیگر و در همه سطوح کاهش یافته و ارزشهای اجتماعی مشترک و متعاقب آن هنجارهایی که رابطه افراد با یکدیگر را تنظیم می‌کرد و مانع جدال آنان می‌شد رنگ باخته و از اعتبار می‌افتند. خیلی سریع اوضاع از حالت عادی خارج شده و هر لحظه امکان چالش در روابط میان فردی وجود دارد. این امور ثبات اجتماعی را در همه عرصه‌ها از میان می‌برد. در چنین شرایطی، شدت یافتن وقوع خشونت‌ها و جرائم حتمی است و ضمنا یک هشدار و علامت است مبنی بر اینکه جامعه در معرض بحران‌های اساسی است و اگر چاره نشود خطر فروپاشی حتمی است.

بنابراین آیا با این علائم بی‌ثباتی یعنی افزایش خشونت‌های اجتماعی و جرائم چه باید کرد؟ آیا برخورد امنیتی با این علائم، مشکل را حل می‌کند یا آن را عمیق‌تر می‌کند؟ آیا تنبیه، زندان و حتی اعدام افراد مجرم، همبستگی اجتماعی را به جامعه بر می‌گرداند و خشونت را می‌زداید، یا نیروهای گسیختگی، کینه‌ها و نفرت‌های اجتماعی را تقویت می‌کند؟ در سالی که گذشت تنها اقدام مهم در مواجهه با مسائل و آسیب‌های اجتماعی، تنبیه مجرمان و مسببان مستقیم حوادث رو به تزاید بود. صحنه‌های اعدام و اجرای حد در ملاعام و زندان و نشان دادن شدت عمل نیروهای امنیتی و حضور محسوس آنان در چشم مردم و در خیابان‌ها و میادین تنها پیامی بود که مدیریت کشور به جامعه می‌داد که با شدت با هر ناهنجاری برخورد می‌شود. اما چقدر این اقدام کارساز است؟

جامعه‌شناسان متفق‌القولند که اولا تنبیه‌هایی از نوع اعدام و قطع اعضاء بدن آن هم در ملا عام، متعلق به اجتماعات کوچک گذشته بود که در آنها روابط اجتماعی از نوع رو در رو و بر اساس شناخت نزدیک افراد از یکدیگر بود. در چنین اجتماعاتی بقای نظم و انتظام جامعه بر وجدان جمعی یا مشترک افراد بود و عموما صمیمیت در روابط اجتماعی و خویشاوندی به‌گونه‌ای بود که به‌ندرت کسی می‌توانست در چنین فضایی مرتکب جرم شود. چنین کسی بایستی بسیار پست فطرت باشد که با وجود همه حمایت‌های جمعی از او به جامعه خیانت کند. چنین کسی از نظر مردم، وجدان جمعی یا مشترک را مخدوش کرده و باید به اشد مجازات تنبیه شود تا آن وجدان مشترک ترمیم شود، چون بدون آن نظمی باقی نخواهد ماند. اساسا چنین کسی اصلاح‌پذیر نیز نیست که بشود او را درمان کرد. بنابراین تنها راه در برخورد با مجرم حذف و نابود کردن او و یا اقدامی است که برای همیشه او را از چنین عمل مجرمانه‌ای باز دارد. در اجتماعات گذشته، این شیوه برخورد با مجرمین جواب هم می‌داد و معدود مجرمین هم کنترل می‌شدند. اما برگردیم به جامعه بسیار بزرگ یا کلان‌شهرهای بزرگ چند میلیونی که جز در خانواده و خویشاوندان و بعضا یکی دو تا همسایه کسی کس دیگر را نمی‌شناسد و افراد از همدیگر بیگانه‌اند. آیا در چنین جامعه‌ای وجدان جمعی یا مشترک وجود دارد؟ آیا در چنین جامعه‌ای افراد، آن حداقل امکانات معیشتی یا حمایتی که در گذشته هر کس عضو اجتماع می‌شد از آن برخوردار بود وجود دارد؟ آیا این نابرابری که امروز در جامعه وجود دارد در اجتماعات گذشته موجود بود؟ آیا این رژه ثروتی که با رنگ و لعاب دادن به خانه‌ها و سر و صورت و لباس و تردد اتومبیل‌های آخرین سیستم وجود دارد در گذشته بود؟ آیا سابقا، رسانه‌های تصویری وجود داشتند که از درون خانه‌ها و تجملات آن دل فقرا و نیازمندان را بلرزانند و نگذارند که آنان با فقر خود بسازند و به شوریدن علیه اغنیا وادار نشوند؟ و بسیار اتفاقات دیگر که اجتماع گذشته از آن بی‌خبر بود.

می‌بینیم که شرایط عوض شده و دیگر آن شیوه‌های قدیمی برای حل مسائل کارساز نیست. جامعه‌شناسان می‌گویند که مجرم در جامعه امروز عموما بیمار است و نیاز به درمان دارد. حتی اگر جامعه‌ای از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی متعادل باشد، شرایط امروز به‌گونه‌ای است که افرادی دچار آسیب می‌شوند و جامعه موظف است به آنها کمک کند چه برسد به جامعه‌ای که در یک وضعیت به‌شدت نامتعادل اقتصادی، اجتماعی قرار دارد. مجرم امروز به خاطر تنگناهای اقتصادی، اجتماعی یا به دلیل فقر اقتصادی یا فرهنگی خوب تربیت نشده و بایستی اصلاح و بازتربیت شود. از سوی دیگر، تنبیه خشونت‌بار او در ملاعام نیز نه‌تنها مایه عبرت دیگران نمی‌شود بلکه خشونت را باز تولید می‌کند.

با همه این ملاحظات علمی و جامعه‌شناسانه، متاسفانه در سالی که سپری شد، هیچیک از استانداردهای علمی در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی عمل نشد و در حالی که عده‌ای با سوء مدیریت، شرایط جرم را مهیا ساختند و در حالی که عده‌ای برخورداری کامل از مواهب جامعه و برکات آن (چه حلال و چه حرام) داشتند، اما چه بسیار کسانی که در سنین اول جوانی، که مستحق کمک و حمایت از سوی جامعه‌ای بودند اما چشم در آن باز کردند جز بدبختی و فلاکت و بی‌مهری ندیدند، در مقابل چشم مردم به دار آویخته شدند و خود و خانواده از هم پاشیده‌شان به مصیبتی دردناک‌تر گرفتار شدند، از سوی دیگر، چه حاصل از این شیوه برخورد با جرائم و آسیب‌های اجتماعی که هر روز آمار جرائم و آسیب‌ها افزون‌تر و هر روز ناامنی بیشتر.



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 | 3:10 | نویسنده : مسرور مهـــــدیانی
نصب قالب جدید برای وبلاگ را تبریک میگوییم.

                                                                      «با شکر مدیریت وبلاگ»



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 | 2:23 | نویسنده : مسرور مهـــــدیانی

آخرین آمار خودکشی که شامل تفکیک‌بندی روش‌های خودکشی و آمار آن در هفت ماه سپری شده از سال 91 است، نشان می‌دهد که میزان خودکشی در این مدت در ایران نسبت به سال گذشته اندکی رشد داشته است اما همچنان استان‌هایی که بیشترین و کمترین خودکشی‌ها در آنها به وقوع پیوسته است، ثابت مانده‌اند.

به استناد این آمار که توسط رییس مرکز تحقیقات سازمان پزشکی قانونی در اختیار بهار قرار گرفته است هنوز هم مردان در صدر فهرست افرادی هستند که اقدام به خودکشی می‌کنند.

تیر؛ این تیر لعنتی
به گفته محمود خدادوست بیشترین افزایش آمار خودکشی براساس تفکیک ماه‌ها به نام تیر سند خورده است. در تیرماه سال گذشته 284 مورد خودکشی ثبت شده است اما آمار تعداد خودکشی‌ها در تیرماه امسال 342 مورد بوده است که رشدی 20درصدی نسبت به سال گذشته را نشان می‌دهد. البته براساس تطبیق ماه‌ها در سال 90 و 91 آمار تعداد خودکشی‌ها در خرداد، مرداد، شهریور و مهر ماه رشد منفی نسبت به سال گذشته داشته‌اند و تعداد خودکشی‌ها در این ماه‌ها نسبت به سال قبل به ترتیب 6/6درصد، 7/6‌درصد، 1/3‌درصد و 8/4‌درصد کاهش داشته است.

تهران جهنمی
رییس مرکز تحقیقات سازمان پزشکی قانونی به بهار می‌گوید: «در هفت ماه سپری شده از امسال بیشترین تعداد خودکشی با 241 مورد در استان تهران اتفاق افتاده است. این آمار در مدت زمان مشابه پارسال 201 نفر بوده است. براساس این آمار خودکشی‌ها در استان تهران نسبت به سال گذشته 9/19‌درصد رشد داشته است.»

در آن سوی جدول استانی آمار خودکشی‌ها و در نقطه مقابل جهنم خودکشی در تهران، اهالی استان خراسان جنوبی هم در فهرست کمترین میزان خودکشی و هم در فهرست کمترین تعداد بروز خودکشی در انتهای جدول قرار دارند. در هفت ماه ابتدایی سال گذشته در استان خراسان جنوبی 10 مورد خودکشی به ثبت رسیده که این آمار در هفت ماه امسال به هشت مورد کاهش یافته است.

مرگ های مردانه
در هفت ماه سپری شده از سال 91 در ایران 685 زن و 1511 مرد خودکشی کرده‌اند و در مدت مشابه پارسال 625 زن و 1567 زن با خودکشی قید این دنیا را زده‌اند. مجموع تعداد 2196 نفری امسال نسبت به تعداد 2192 نفری سال گذشته نشان می‌دهد که میزان خودکشی امسال 2/0‌درصد رشد داشته است. البته از تفکیک جنسیتی تعداد خودکشی‌ها کاملا مشخص است که مردان همچنان با فاصله‌ای زیاد در رتبه اول مرگ ناشی از خودکشی قرار دارند.

خودکشی‌های حلق‌آویزی
محمود خدادوست درباره روش‌های خودکشی که وضعیت خودکشی‌های هفت ماه سال 91 را سر و شکل بخشیده‌اند می‌گوید: «متداول‌ترین روش در مرگ‌های مشکوک به خودکشی با 1012 مورد مربوط به حلق‌آویز است که 46درصد همه مرگ‌های ناشی از خودکشی را به خود اختصاص داده است و عنوان محبوب‌ترین روش برای خودکشی را از آن خود کرده است. بعد از حلق‌آویز، مسمومیت‌ها با 597 مورد به عنوان دومین روش خودکشی قرار دارد که بیش از 27درصد کل خودکشی‌ها با این روش انجام شده است.»

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مرجع: بهار



  • پرشین ووی
  • قالب میهن بلاگ